برای نخستین بار در تاریخ، کارشناسان راهی برای مقایسه مستقیم استعدادهای جوانان در سراسر جهان، ابداع کرده بودند. از سال ۲۰۰۰ سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) هر سه سال یک بار از نوجوانان پانزده ساله دهها کشور دعوت می کرد در آزمون PISA شرکت کنند. PISA آزمونی استاندارد برای سنجش مهارت های این نوجوانان در ریاضیات، روخوانی و علوم است. نمرات این نوجوانان در این آزمون نشان می دهند که کدام کشور دارای آگاهترین ذهن های جوان و در نتیجه
بهترین مدارس است.
نتایج این رقابت فقط برای کری خوانی نبود. برای نشان دادن میزان پیشرفت نسل آینده هیچ معیاری مهم تر از کیفیت سیستم های آموزشی فعلی ما نیست. کشورهای برتر در این حوزه به فانوسی دریایی برای باقی جهان بدل خواهند شد و به آنها نشان خواهند داد که چطور می توان مدارسی بهتر و جوامعی تحصیل کرده تر ساخت.
در سال ۲۰۰۰ مدعیان قهرمانی نخستین دور رقابتها، کره و ژاپن بودند. این کشورها به داشتن دانش آموزانی باهوش و برخوردار از عادات مطالعه ای کارآمد مشهور بودند، اما وقتی نتایج منتشر شد همه بهت زده شدند. کشوری که در صدر جدول قرار داشت اصلاً جزء آسیا نبود. جزء ابرقدرتهای آموزشی همیشگی قاره اروپا یا آمریکا هم نبود. کانادا، بریتانیا یا آلمان هم نبود. استرالیا یا آفریقای جنوبی هم نبود. برنده کسی نبود جز کشور فرودست فنلاند.
تا یک نسل قبل، فنلاند یک مرداب آموزشی همتراز با مالزی، پرو و در رتبه آخر کشورهای اسکاندیناوی به حساب می آمد. در سال ۱۹۶۰، ۸۹ درصد فنلاندی ها نمی توانستند کلاس نهم را پشت سر بگذارند. تا دهه ۱۹۸۰ دانش آموزان فنلاندی در مقياس بين المللي نرخ فارغ التحصیلی و نیز موفقیت در المپیادهای ریاضی و علوم، هنوز در ردۀ متوسط قرار داشتند.
به ندرت پیش می آمد که کشوری بتواند در مدتی چنین کوتاه مسافتی چنین بلند را طی کند. استدلال برخی ناظران این بود که موفقیت فنلاند تصادفی بوده است اما رقابت های سال ۲۰۰۳ به این گروه اثبات کرد که اشتباه می کنند. فنلاند بار دیگر با نمرات بالا مقام نخست را به دست آورد. در سال ۲۰۰۶ فنلاندی ها برای سومین بار متوالی برنده شدند و عملکرد بهتری از سایر ۵۶ کشور شرکت کننده نشان دادند.
البته تمامی آزمونها نقایصی دارند منتها برتری آموزشی فنلاند صرفاً به آزمون PISA یا حتی دانش آموزان دبیرستانی اش محدود نمی شد. در سال ۲۰۱۲ و زمانی که OECD آزمون استعداد متفاوتی را به منظور ارزیابی بیش از ۱۶۵ هزار فرد بزرگسال از کشورهای مختلف اجرا کرد نوجوانان و افراد بیست و چند سالهٔ فنلاندی در ریاضیات و روخوانی رتبه اول را کسب کردند.
مدیران، سیاست گذاران و روزنامه نگارانی از سراسر جهان به سرعت به فنلاند هجوم بردند به این امید که دریابند فوت کوزه گری مدارس فنلاندی چیست و بتوانند مدارس خودشان را نیز به همان نحو متحول سازند، با این همه متخصصان آموزشی بین المللی به این افراد هشدار دادند که چنین دستورالعملی را نمی توان به این سادگیها به سایر نقاط جهان صادر کرد. برخی از عناصر ضروری این دستورالعمل، بومی فنلاند بودند. فنلاند از جمعیت مرفه و به لحاظ فرهنگی همگن فقط، پنج میلیون نفری تشکیل شده بود. گرچه این عناصر احتمالاً در دستاوردهای عظیم فنلاند مؤثر بودند اما برای تبیین چرایی پیشرفت برق آسای این کشور کفایت نمی کردند. همسایه شمالی فنلاند، نروژ را در نظر بگیرید که حتی نرخ کمتر فقر کودکان و کلاسهای درسی کوچکتری داشت. در همان دوره ای که فنلاند سیر صعودی خود را طی می کرد به نحو عجیبی نمرات دانش آموزان نروژی به شدت کاهش می یافت. ضمناً فنلاند همواره از سایر کشورهای حوزهٔ اسکاندیناوی برتر بود. قاعدتاً می بایست پای عامل دیگری در میان باشد.
فنلاند فراتر از حد انتظار ظاهر شد اما آمریکا انتظارات را برآورده نکرد. ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۶ از بین ۵۷ کشور شرکت کننده در آزمون PISA در ریاضیات رتبه ۳۵ و در علوم رتبهٔ ۲۹ را به دست آورد و تا سال ۲۰۱۸ هم عملکردش چندان بهتر نشد و در مجموع در ردۀ ۲۵ قرار گرفت. مدارس ما می توانستند از جهش فوق العاده فنلاندی ها درسهای بسیاری بیاموزند.
من در جست وجوی یافتن فوت کوزه گری به کشور فنلاند سفر کردم. پس از گفت وگو با تعدادی از کارشناسان آموزشی و نیز بررسی پژوهشهای گسترده دریافتم که فنلاندی ها عنصری جادویی ندارند؛ حتی نوشیدنی سوغات فنلاند " آب بلوبری" بسیار خوشمزه هم عنصری جادویی نداشت با این همه شواهد دقیق تر نشان می دهند که برخی از بهترین مؤلفه های تشکیل دهنده سیستم آموزشی فنلاندی ها در هر جای دیگری از زمین هم می توانند کارساز باشند و ما می توانیم برای بهبود آنها تعدیلشان کرده و اصلاحاتی روی آنها انجام دهیم. بعد از مطالعه پژوهش های مختلف درباره دلیل برتری فنلاندی،ها دریافتم که بخش اعظم موفقیت آنان از فرهنگی نشئت گرفته است که خود آفریده اند.
این فرهنگ در باور به توانمند بودن تک تک دانش آموزان ریشه دارد. مدارس فنلاند به نحوی طراحی شده اند که به جای تفکیک بهترین و درخشان ترین دانش آموزان از دیگران، به هر دانش آموز فرصت رشد می دهند. براساس نتایج آزمون PISA، شکاف در پیشرفت تحصیلی در بین مدارس و دانش آموزان فنلاندی از همه کشورهای جهان کمتر بود. در فنلاند، دانش آموزانی با زمینه تحصیلی نامطلوب نیز از دانش آموزان سایر نقاط جهان شانس بیشتری برای موفقیت داشتند. فنلاندیها علاوه بر بالاترین درصد دانش آموزان ممتاز، کمترین درصد دانش آموزان با عملکرد پایین را هم داشتند. شعار رایج در مدارس فنلاند این بود " ما نمی توانیم هدر رفتن حتی یک مغز را هم تاب بیاوریم " حکم فرمایی چنین مرامی در فنلاند فرهنگ آموزشی آنان را متمایز ساخته است. آنان می دانند که کلید پرورش توانمندیهای نهان، نه سرمایه گذاری بر دانش آموزان برخوردار از نشانه های آشکار توانایی بالا، بلکه سرمایه گذاری بر تک تک
دانش آموزان صرف نظر از توانایی های ظاهری شان است.

منبع: توانمندی های نهان
نویسنده: آدام گرانت
مترجم: میثم همدمی
نشر: نوین