۲۸۸. بازی کودکان
تیم پس از ورود به شهر هلسینکی و یافتن شغل معلمی به کلاس های درس مختلف سر زد تا دریابد امور این کلاس ها چگونه پیش می روند. وقتی از مهد کودکی عمومی بازدید کرد به سختی می توانست به چشمانش اعتماد کند. او انتظار داشت که همچون آمریکا، کودکانی را ببیند که پشت میزشان نشسته اند و در حال انجام دادن تکالیف کاغذی با هدف تقویت مهارت های شناختی شان هستند. با گذر زمان مهد کودک های آمریکایی شباهت زیادی به کلاس اول پیدا کرده اند. کودکان زمان بیشتری را صرف املا، نگارش و ریاضیات می کنند و زمان کمتری را به دایناسورها، فضا، هنر، موسیقی و بازی آزاد اختصاص می دهند. در غیر این صورت آنان چگونه میتوانند مهارتهای اصلیشان را به کمال برسانند و در هفت سالگی از پس آزمون های استاندارد برآیند؟
اما تیم وضعیت کاملاً متفاوتی را در فنلاند دید: مهدکودکی های فنلاندی در طول هفته، فقط یک روز برای درس های املا، نگارش و ریاضی پشت میزهای شان می نشستند.
هر درس حداکثر ۴۵ دقیقه به طول می انجامید و بعد هم ۱۵ دقیقه فرصت استراحت داشتند. پژوهش ها هم این شیوه را تأیید کرده اند. استراحت های کوتاه مدت در کودکان همچون بزرگسالان روی بهبود توجه و برخی از وجوه دیگر یادگیری آنان تأثیر می گذارد.
کودکان فنلاندی طی دوران آغازین آموزش شان؛ بیشتر اوقات خود را صرف بازی می کنند. احتمالاً دوشنبه ها به بازی ها و بازدید های میدانی اختصاص می یابند. جمعه ها ممکن است به ترانه ها و ایستگاه های فعالیت اختصاص یابند. تیم، بچه های مهد کودک را تماشا می کرد که صبح هنگام به بازی های رومیزی مشغول می شدند. بعد از ظهر به ساختمان سازی می پرداختند و بعد از آواز خواندن دورهمی، فعالیت مورد نظر خودشان را انتخاب می کردند. برخی تصمیم می گرفتند به ساختن قلعه مشغول شوند و برخی هم به سمت نقاشی و کاردستی می رفتند.
مربیان فنلاندی به سبک های به اصطلاح یادگیری کودکان مهد کودک توجهی نمی کردند بلکه به کودکان فرصت کافی می دادند تا خود بتوانند علایق فردی خویش را کشف کنند. شاید برخی از آمریکایی ها بپرسند چرا؟ چون مهمترین درسی که مربیان فنلاندی باید به کودکان بیاموزند این است که یادگیری سرگرم کننده است.
این پیش فرضی است که شواهد هم آن را تأیید می کنند. پژوهش های انجام شده در بریتانیا نشان می دهند، دانش آموزانی که در شش سالگی از مدرسه شان لذت می برند؛ در شانزده سالگی حتی پس از کنترل متغیر هوش و وضعیت اجتماعی- اقتصادی، نمرات بالاتری در آزمون های استاندارد کسب می کنند. جمله متداول نزد معلمان فنلاندی هم به خوبی نشانگر وجود چنین نگرشی است؛ آنها میگویند «کار کودک
بازی کردن است»
در ایالات متحده فقط در مدارس مونته سوری؛ بچه ها سر کلاس می توانند بازی کنند. اما در فنلاند در تمام مدارس ابتدایی بازی الزامی است. دولت فنلاند اصرار دارد کودکان بازی کنند زیرا سیاست گذاران فنلاندی درک می کنند که بازی عشق به یادگیری را تقویت می کند. این ارزشی است که در همان سالهای آغازین تحصیل توسعه می یابد و در نهایت هم مهارت های شناختی و هم مهارت های منش کودکان را تقویت می کند.
در مهد کودکی که تیم؛ در فنلاند از آن بازدید کرد؛ یکی از محبوب ترین ایستگاه ها، یک بستنی فروشی بود. دانش آموزان از نسخه ای از پول بازی مونوپولی؛ برای خرید و فروش بستنی های خیالی استفاده می کردند. آنها صندوق حسابداری داشتند، سفارش می گرفتند و میزان پول لازم را محاسبه می کردند و یاد می گرفتند تا در عین تمرین ریاضیات و مهارت های کلامی اولیه، رفتاری پیشگامانه و جامعه محور داشته باشند. درست مطابق انتظار، مطالعه های متعددی نشان داده اند که برای آموزش برخی از مهارت های شناختی و نیز مهارت های منشی نظیر انضباط و عزم به دانش آموزان، بازی عامدانه نقش مؤثرتری از آموزش مستقیم دارد. ضمناً ما می دانیم که یکی از دلایل برتری عملکرد دانش آموزان فنلاندی در آزمون PISA این است که آنان از سخت کوش ترین دانش آموزان جهان محسوب می شوند.
منبع: توانمندی های نهان
نویسنده: آدام گرانت
مترجم: میثم همدمی
نشر: نوین