سریع تر کار کنید
اولین قدمی که باید برای رسیدن به بهره وری بیشتر بردارید سریع تر کار کردن است. بر سرعت گامهایتان بیفزایید. در خود احساسی از اضطرار را به وجود آورید. هر کاری را که لازم است، انجام بدهید. بلافاصله دست به کار شوید. سرعت داشتن در انجام دادن کارها یکی از لازمه های موفقیت است.
بارها و بارها برای خود تکرار کنید: "همین حالا انجام بده! همین حالا انجام بده! همین حالا انجام بده!" می توانید بر سرعت قدمهایتان بیفزایید، سریع تر و باز هم سریع تر قدم بردارید، سریع تر تصمیم بگیرید. موفقها سریع و کارآمد هستند. ناموفقها کارهای تاخیری انجام می دهند. هرچه سریع تر حرکت کنید، سریع تر به موفقیت می رسید.
بیشتر و شدیدتر کار کنید
کار دیگری که برای رسیدن به بهره وری بیشتر باید صورت دهید این است که بر ساعات کار خود بیفزایید و بیشتر و شدیدتر کار کنید. اغلب مردم تنبل هستند. زیاد و شدید کار نمی کنند. وقتی شما به پرکاری شهرت پیدا کردید، همه متوجه شما می شوند.
وقتی در اداره یا دفتری مشغول به کار می شوید، نمی توانید همه کارها را انجام بدهید. تلفن مرتب به صدا درمی آید، اشخاص وقت شما را می خواهند، جلسات متعدد تشکیل می شوند، اضطرارهای غیرمنتظره به وجود می آیند، اتفاقات بسیار زیادی می افتد که وقت و انرژی شما را می گیرد. در پایان روز، به این نتیجه می رسید که به شدت فشار آورده و تقلا کرده اید، اما نتیجه چندانی نگرفته اید.
اما در یک ساعت کار که کسی مزاحم شما نشود، می توانید به اندازه سه ساعت معمولی کار کنید و نتیجه بگیرید. اگر یک ساعت زودتر کارتان را شروع کنید، در ساعت صرف غذا دیرتر محل کارتان را ترک کنید، سه ساعت وقت بدون داشتن مزاحمت ایجاد می کنید. در این فرصت می توانید به اندازه کسی که تمام مدت روز کار کرده بازدهی داشته باشید.
روزتان را زودتر آغاز کنید
یکی از کسانی که در همایشهای من شرکت کرده بود این توصیه مرا رعایت کرد. او تصمیم گرفت که هر شب ساعت 9 بخوابد و صبحها ساعت 4 از خواب بیدار شود. و بلافاصله کارش را شروع کند. وقتی ساعت 7:30 دقیقه به محل کارش می رفت، در واقع شیفت دوباره ای از کارش شروع می شد. او در منزل به اندازه تمام ساعات کار در اداره اش کار می کرد. این خانم در مدت 6 ماه دوبار افزایش حقوق و رتبه گرفت به طوری که حقوقش در مقایسه با سایر کارکنان 50 درصد افزایش یافت.
اگر صبحها زودتر از خواب بیدار شوید و یک ساعت قبل از سایر کارکنان به محل کارتان بروید، به زودی به جرگه اشخاص برتر می پیوندید. این گفته رایجی است: اگر می خواهید با مقامات عالی رتبه سازمان ها صحبت کنید، قبل از آمدن منشی آنها با آنها تماس بگیرید. گاه ساعت 6 یا 7 صبح زمان تماس مناسبی است. می توانید اگر هم بخواهید، در ساعت 6 یا 7 بعدازظهر که دوباره منشیها اداره را ترک کرده اند به روسا زنگ بزنید.
مرتب به ساعت نگاه نکنید
ساعات رسمی کار، از آن اشخاص متوسط با آینده متوسط است، نه از آن کسانی که می خواهند به آینده ای شکوهمند برسند. طرز برخورد شما با ساعت نشانه خوبی است که چگونگی آینده شما را مشخص می سازد.
نگرش شما به ساعت باید این باشد که ساعت تنها امتیازات را محاسبه می کند. به شما می گوید که تا رسیدن به سطح مسئولیت بعدی چقدر باید کار کنید. ساعت به شما می گوید چه فرصتی برایتان باقی مانده تا به مهم ترین هدفتان برسید. باید از ساعت برای اندازه گیری نتایجتان استفاده کنید و به این نتیجه برسید که برای رسیدن به هدفهایتان چه فرصتی دارید.
برنامه خودتان را مشخص سازید
هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید در ساعت 12 ظهر باید از جایتان بلند شوید تا با هر کسی که پشت در اتاقتان ایستاده برای صرف ناهار بروید. موفقها خیلی ساده این کار را نمی کنند. آنها روی هر دقیقه خود حساب می کنند. می توانید از ساعت 12 ظهر تا 1 بعدازظهر درهای اتاقتان را ببندید و به کارتان برسید. در این یک ساعت فرصتی پیدا می کنید که معادل دو تا سه ساعت کار در شرایط داشتن مزاحمین، کار کنید.
پردرآمدترین مدیران، کارفرمایان و اشخاص حرفه ای در امریکا به طور متوسط هفته ای 59 ساعت کار می کنند. این بدین معناست که این اشخاص هفته ای 6 روز، روزی 10 ساعت و یا هفته ای 5 روز، روزی 12 ساعت کار می کنند.
کارهای مهم تر را انجام دهید
سومین اقدام برای رسیدن به عملکرد بالا انجام دادن کارهای مهم تر است. از آنجایی که ساعات کار در هر شبانه روز محدود است، باید در هر لحظه از روز کارهای مهم تر را انجام بدهید.
از خود بپرسید: اگر قرار باشد در پایان امروز شهر را به مدت یک ماه ترک کنم، مهم ترین کاری که باید انجام دهم کدام است؟
این کار هرچه بود باید همان را انجام بدهید و آن قدر این کار را ادامه دهید تا کارتان انجام شود. با تمام وجود روی کارتان متمرکز شوید.
حتما شنیده اید که می گویند اگر می خواهید کارتان انجام شود، آن را به کسی واگذار کنید که سرش به شدت شلوغ است. علتش این است که پرکارها سرشان شلوغ است. و آنها بیش از بقیه کار می کنند. کسانی که سرشان شلوغ است دو تا سه برابر اشخاص عادی کار می کنند.
کاری را که در آن بهتر هستید، انجام بدهید
چهارمین کلید موفقیت و رسیدن به عملکرد بهتر این است که کاری را که در آن بهتر هستید، انجام بدهید. وقتی کاری را که در آن بهتر هستید انجام می دهید، نه تنها از کارتان بیشتر لذت می برید، بلکه آن کار را سریع تر انجام می دهید. اشتباهات کمتری انجام می دهید و بیشتر می توانید به دیگران خدمت کنید.
یکی از بهترین شیوه ها در مدیریت بر زمان این است که در مهم ترین کاری که می کنید بهتر شوید. این عامل مهمی در موفقیت است. دلیل ساده ای هم دارد. از آنجایی که پاداش مهم و اصلی شما ناشی از توانایی انجام دادن در حد عالی مهم ترین کارهای شماست، هرچه در انجام دادن این کارها بهتر شوید پاداش بیشتری می گیرید.
کارهایتان را دسته بندی کنید
اقدام پنجم برای دستیابی به عملکرد و تولید زیاد، دسته بندی کردن کارهاست. کارهای مشابه را با هم انجام بدهید. به تمام تلفنهای قبلا دریافت شده در یک زمان پاسخ بدهید، نامه ها و پیشنهادات خود را پشت سرهم ارائه بدهید.
یکی از مهم ترین اقدامات صرفه جویی کننده در وقت، منحنی یادگیری نام دارد. نظریه منحنی یادگیری می گوید: هرچه یک کار تکراری را بیشتر انجام بدهید، کارهای بعدی در همان ردیف را ساده تر انجام خواهید داد.
اگر کاری را در مدت 10 دقیقه انجام بدهید، کار مشابه بعدی را در 9 دقیقه، کار مشابه سوم را در 8 دقیقه و کار مشابه چهارم را در 7 دقیقه انجام می دهید.
بسیاری از اشخاص با نظریه منحنی یادگیری غریبه اند. به همین دلیل کارهایشان را به طور درهم انجام می دهند. به عبارت دیگر، در هر لحظه کار متفاوتی می کنند. این اشخاص هرگز به سطوح بالای بهره وری دست پیدا نمی کنند.
کارها را به اتفاق انجام بدهید
اقدام ششم برای رسیدن به بهره وری انجام دادن به اتفاق کارهاست. کار کردن در مجموعه یک گروه و تیم، نقش مهمی در موفقیت شما دارد. وقتی همکاری کردن را می آموزید، وقتی می آموزید که با دیگران کار کنید، نتایج بهتری ارائه می دهید.
کارتان را ساده سازی کنید
روش هفتم برای افزودن بر تولید و بهره وری این است که کارتان را ساده سازی کنید. به این کار اصطلاحا "مهندسی دوباره" می گویند.
ساده سازی کار و مهندسی دوباره فرایندی ساده است. ابتدا، فهرستی از همه اقدامات لازم برای انجام دادن کاری، از شروع تا انتهای آن تهیه می کنید. بعد، هر قدم و مرحله را بررسی می کنید و مشخص می کنید آیا این مراحل جملگی لازم هستند. در مرحله سوم، به این توجه می کنید که چه کارهایی را می توانید ساده تر و سریع تر کنید. در مرحله چهارم، به این مهم می پردازید که چه کارهایی را می توانید با کارهای دیگر ادغام کنید. و سرانجام در مرحله آخر، باید تصمیم بگیرید که چه بخشهایی از کار را می توانید حذف کنید.

منبع: آینده خود را خلق کنید
نویسنده: برایان تریسی
مترجم: مهدی قراچه داغی
انتشارات: ذهن آویز