آزمایشگاه. ابتدا وسایل آزمایشگاه را در گنجه ای کوچک در راهرو مدرسه می گذاشتند، اما به تدریج از راه خودیاری گسترش یافت و تبدیل به یک مرکز آموزشی فعال برای همه دانش آموزان پنج تا چهارده ساله شد. بسیاری از وسایل آزمایشگاهی را دانش آموزان و والدینی که به سفر می رفتند برای آزمایشگاه به ارمغان می آوردند.
نمونه ای از وسایل آزمایشگاهی عبارت بودند از: تصاویر، نقشه، ابزارهای کار در آزمایشگاه و مجموعه هایی از گوش ماهی ها، گیاهان خشک شده، مواد نفتی و مشتقات نفت، و نمونه ای از جانوران زنده مانند پرندگان، خرگوش، گربه و اردک که به طور موقت میهمان مدرسه می شدند. مطالعه ی این حیوانات هیجان زیادی در دانش آموزان ایجاد می کرد.
موزه. موزه مرکزی بود برای نگهداری آثاری از گذشتگان که به مدرسه اهدا می شد. پیش تر این وسایل به صورت مجموعه هایی بودند که خود دانش آموزان فراهم کرده بودند، مانند مجموعه های دانه ها، برگ ها، پرندگان خشک شده، انواع حشره و سنگ ها. علاوه بر موزه ی کوچکی که در مدرسه وجود داشت، دانش آموزان را به گردش علمی می بردند تا از موزه های گوناگون مانند موزه ی دانشکده ی کشاورزی، بازدید کنند و با انواع جانوران، نام آن ها، چگونگی زندگی آن ها و رابطه آن ها با انسان آشنا شوند. دیدن موزه بخشی از برنامه ی آموزشی بود و به طور منظم انجام می شد.
گردش در باغ های گیاه شناسی دانشکده کشاورزی کرج، مزارع و تاسیسات جلگه ی ورامین، باغ منظریه، جنگل های مصنوعی شمال تهران و دیدن روستاها از گردش های علمی متداول بود.
آموزش روش تدریس در کلاس درس
در مدرسه ی فرهاد برای آشنا شدن معلمان با روش های گوناگون تدریس، کلاس های کارآموزی ترتیب داده می شد. از مولفان کتاب های درسی و راهنمایان تعلیماتی دعوت می کردند تا شیوه های جدید را آموزش دهند. گاهی از کارشناسان و مولفان درخواست می شد که در کلاس های درس حضور یابند و روش تدریس معلمان را ببینند تا اگر اشکالی در کار آن ها وجود داشت آن ها را راهنمایی کنند. یکی از دانش آموزان مدرسه ی فرهاد می گفت آقای پاکروان (از مولفان کتاب های علوم تجربی ابتدایی دهه های پیشین) و آقای آقاجانی (از کارشناسان دفتر تالیف) مرتب در کلاس مان حضور می یافتند و روش های جدید را درس می دادند تا معلم روش کار را یاد بگیرد.
با وجود شرکت معلمان در کلاس های کارآموزی و حضور مولفان و کارشناسان در کلاس های درس تغییر روش کار معلمان، کار ساده ای نبود و نیست. آموزگاران تنها تا حدودی موفق به تغییر روش های تدریس خود می شدند. همه ی کتاب ها با روش خواندن و حفظ کردن تدریس می شد و میان روش تدریس فارسی، علوم تجربی و اجتماعی تفاوتی دیده نمی شد.
در مدرسه ی فرهاد برای تغییر روش تدریس به کارهای زیر دست زدند:
الف) در اول سال تحصیلی کتاب های راهنمای تدریس را در اختیار معلم می گذاشتند و توصیه می کردند که آن ها را بخوانند و به کار بندند.
ب) جلسه ی شورای معلمان را برای تدریس علوم تجربی به روش های جدید، مرتب برگزار می کردند.
ج) معلمان از کتاب های کمک درسی و وسایل کمک آموزشی مثل تصویر و فیلم و اسلاید استفاده می کردند.
د) انجام دادن آزمایشهای کتاب علوم تجربی به کمک دانش آموزان، مشاهده ی تصاویر و گردش های علمی، جزئی از کار معلمان بود.
ه) تلاش برای آن بود که معلم آزاد باشد تا برنامه ی خود را بر اساس نیازهای دانش آموزان تنظیم کند. مهم آن بود که او، هدف ها و روش ها را خوب بشناسد.
تشکیل شورای آموزشی
مدرسه ی فرهاد شورایی اداره می شد. این شوراها عبارت بودند از: شورای دانش آموزی، شورای معلمان و مربیان، شورای والدین، شورای هیئت پرورشی و شورای مجتمع.
معلم های اول تا پنجم شورایی داشتند که هر دو هفته یک بار تشکیل می شد. در این شورا معلمان مسائلی را که در کلاس برای شان پیش آمده بود مطرح می کردند و با همفکری و مشورت با یکدیگر برای آن ها راه حل می یافتند. اغلب در زنگ های تفریح و گاه و بی گاه اگر مسئله ای پیش می آمد، جمع می شدند و با هم مشورت می کردند. در سطح راهنمایی شورای جداگانه ای برای علوم تجربی، ادبیات و ریاضیات تشکیل می شد. تمام تصمیمات مربوط به کلاس ها از نظر روش تدریس هر موضوع، ارزش یابی و کلاس تقویتی به عهده شورای معلمان و مربیان بود.
توجه به نیاز دانش آموز
مدرسه ی فرهاد در شروع کارش با کتاب های درسی مواجه بود که هدف های میرهادی را تامین نمی کرد و بر اساس نیازهای دانش آموزان نبود و در عمل صدها سوال دانش آموزان بی پاسخ می ماند و معلم متن ساده ای را بر اساس پرسش ها و نیاز های دانش آموزان و به یاری خود آن ها می نوشت و مصور می کرد. چنین بود که ما معلم کتاب ساز پیدا کردیم.

منبع: توران میرهادی از نگاه اندیشه گران آموزشی و تربیتی ایران
گروه مولفان و نویسندگان
شرکت انتشارات آموزش نوآموز