تاریخچه یکپارچگی حسی
در حدود سی و پنج سال قبل جین آیرس، یک کاردرمانگر که با کودکان و بزرگسالان مبتلا به آسیب های نورولوژیک کار می کرد، پی برد که بعضی از مراجعین بدون هیچ آسیب فیزیکی مشخص، مشکلاتی در توجه و یادگیری دارند که تمام جنبه های زندگی آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد (مدرسه، جامعه، خانه). دکتر آیرس تلاش های خود را متوجه کودکانی با مشکلات یادگیری ادارکی و رفتاری کرد که دلیل آن را نمی توان به علل شناخته شده نسبت داد. وی معتقد بود که با شناخت فرآیندهای حسی مغز می توان علت را جستجو کرد. دکتر آیرس معتقد بود که یکپارچگی حسی در اغلب افراد به صورت اتوماتیک انجام می شود. مفهوم یکپارچگی حسی، مسیر جدیدی را به سمت یادگیری و رفتار، باز می کند در حالی که بیشتر مردم مغز را هدایت کننده اصلی فعالیت جسم و ذهن می دانند.
دکتر آیرس در کتاب خود " یکپارچگی حسی و کودک " سیستم عصبی را به عنوان یک شبکه در هم تنیده از سلول های عصبی توصیف می کند که در کل بدن پخش شده اند. مغز و نخاع سیستم عصبی مرکزی را تشکیل می دهند. اساسا سیستم عصبی مرکزی مسئول دریافت حس از بیرون و درون بدن، ارسال پیام به مغز، سازمان دهی و پردازش آن می باشد. بنابراین بر اساس نظر دکتر آیرس:
یکپارچگی حسی، سازمان دهی حس برای استفاده است. حس های ما اطلاعاتی درباره شرایط فیزیکی بدن و محیط پیرامون را به ما می دهد. همان طور که جویبارها به رود جاری می شود، حس ها هم به مغز جاری می شوند. مقادیر بی شماری از اطلاعات حسی هر لحظه وارد مغز می شوند. مغز آن ها را موضع یابی، منظم و مرتب می کند، شبیه یک افسر پلیس که اتومبیل های در حال حرکت را هدایت می کند. زمانی که حس ها به شیوه یکپارچه و سازمان دهی شده جریان پیدا می کنند، مغز می تواند از آن ها برای شکل دهی، درک، رفتار و یادگیری استفاده کند. جریان اطلاعات سازمان دهی نشده به مانند ترافیکی نامنظم خواهد بود.
بنابراین یکپارچگی حسی موجب می شود که همه حس ها هماهنگ باشند و ما را آگاه کنند که کجاییم و جهان اطراف ما کجاست.
نظریات و تجربیات مختلفی در زمینه ی یکپارچگی حسی وجود دارد که بیانگر چندین اصل مشترک و مهم در این حوزه است:
دستگاه عصبی مرکزی تا اندازه ای انعطاف پذیر است. به عبارت دیگر نواحی خاصی از مغز قادرند که عملکرد مناطق دیگر را جبران کنند و یا به عهده بگیرند. به عنوان مثال در یک کودک نوپا که ضربه مغزی شده است و گفتارش را از دست داده، انعطاف پذیری مغز باعث خنثی شدن آسیب و در نتیجه رشد زبانی متناسب با سن کودک می شود.
یکپارچگی حسی معمولا به صورت متوالی و سلسله مراتبی توسعه می یابد (ابتدا مرحله چهار دست و پا، سپس راه رفتن و بعد از آن دویدن است). به عنوان مثال قبل از غذا خوردن باید از دست و دهان خودآگاهی داشته باشید.
افراد معمولا یک تمایل درونی برای یکپارچگی حسی دارند و اغلب درونداد حسی را ناخودآگاه دریافت می کنند. به عنوان مثال کودکی ممکن است برای سازمان دهی مجدد شست خود را بمکد، یا موی خود را برای آرام شدن تاب دهد.
درونداد حسی، رفتار سازشی را تحت تاثیر قرار می دهد. این رفتار سازشی ممکن است رفتارهای دیگری بر اساس دروندادهای حسی ایجاد کنند. به عنوان مثال کودکی که در حال یادگیری شنا است، با گذشت زمان یاد می گیرد که با شدت بیشتری پاهایش را حرکت دهد و به دنبال آن مهارتش در شنا بالا می رود و او شروع به کسب تجربه های دیگر از درونداد حسی می کند.
پردازش حسی
حس ها راه دریافت اطلاعات از محیط پیرامون ما (داخلی یا خارجی) هستند. از طریق پردازش حواس درک می کنیم در ما و پیرامون ما چه می گذرد. آن چه که پردازش حسی را پیچیده می کند این است که به صورت همه یا هیچ نیست. هیچ کس واقعا در پردازش حسی کامل نیست و اکثر مردم توانایی یکپارچه سازی در حداقل بعضی از حس ها را دارند. مثلا فردی در المپیک در رشته ژیمناستیک به عنوان کسی که پردازش حسی خوبی دارد در نظر گرفته می شود و بر عکس یک فرد با اتیسم شدید پردازش حسی ضعیف دارد. اساسا یکپارچگی حسی یک طیف گسترده است. برای درک بهتر فرایند پردازش حسی، متخصصین فرآیند پردازش حسی را به بخش های مختلف تقسیم می کنند: ثبت حسی، تعدیل حسی و پاسخ حسی. ثبت حسی عبارت است از درک آگاهانه یا ناآگاهانه یک یا چند سیگنال حسی، تعدیل حسی یعنی تعدیل و تغییر درک فرد از سیگنال حسی (به عنوان مثال: سطح هوشیاری) قبل از آن که برای عمل مناسب پردازش شود. پاسخ حسی، رفتاری است که از یکپارچگی، ثبت و تعدیل درونداد حسی حاصل می شود. در زیر به طور خلاصه و مختصر رفتارهایی را که شما ممکن است در کودکی با اختلال در پردازش حسی ببینید، بیان شده است.
مشکلات ثبت حسی: واکنش به لمس یا حرکت در سطح پایین است، یا کودک خواب آلود به نظر می رسد و به درونداد حسی با تاخیر واکنش نشان می دهد، در مواردی هم واکنش به لمس یا حرکت در سطح بالاست.
مشکلات تعدیل حسی: کودک با تغییر در عادات ناراحت می شود، سطح بالایی از حواس پرتی و بیش فعالی را دارد. با عوض شدن موقعیت اشیا ناراحت می شود و به نظر بی علاقه و بی تفاوت می آید.
مشکلات پاسخ حسی یا یکپارچگی: در برنامه ریزی حرکتی مشکل دارد. واکنش ها دارای کیفیت پایین هستند (به ویژه واکنش حرکتی کنترل شده یا حفاظتی). آگاهی از بدن وی در سطح پایین است و در هماهنگی دو طرف بدن مشکل دارد.
بعضی متخصصین این مشکلات حسی را تدافع حسی می نامند. یک کودک با تدافع حسی ممکن است از انجام بعضی از فعالیت ها و یا لمس اشیا سرباز زند یا از لحاظ عاطفی حساس به نظر برسد.
در سایر نظریات، پردازش حسی را به اجزای دیگری تقسیم می کنند:
ثبت درونداد حسی
سوگرایی به درونداد
تفسیر درونداد حسی
سازمان دهی پاسخ به درونداد حسی
اجرای پاسخ
لازم به ذکر است که اجزای پردازش حسی تحت تاثیر چندین عامل دیگر قرار می گیرند که شامل، نوع مدالیته، فشردگی، مدت زمان و مکان درونداد حسی می باشد.
در صورتی که نگاه دقیق تری به رفتار داشته باشیم، درک نقش و اهمیت پردازش حسی به طور فزاینده ای مهم تر خواهد شد.
مثالی را در نظر بگیرید، میشل دانش آموز کلاس ششم، در صف انتظار برای دوش گرفتن بعد از کلاس ژیمناستیک است. دانش آموز دیگر به صورت تصادفی به شانه اش برخورد می کند(ثبت حسی)، حالا میشل باید تعیین کند که این درونداد حسی از کجا آمده است (سوگرایی) و سپس نوع آن را پردازش کند – یک ضربه تصادفی و سبک یا یک ضربه محکم و آسیب زننده (تفسیر). میشل این حس را به صورت یک برخورد تصادفی دریافت کرده و به او نگاهی می اندازد (سازمان دهی واکنش) و بعد به انتظار ادامه می دهد (اجرای واکنش). اگر اهمیت پردازش حسی را در نظر نگیرید چگونه این رفتار را تفسیر می کنید؟
حال به مثال دیگری توجه کنید، همان اتفاق برای مارکو در کلاس ششم اتفاق می افتد (ثبت حسی). حالا مارکو باید معلوم کند که این حس از کجا آمد؟ (سوگرایی) و نوع آن را تعیین کند. ضربه آرام یا ضربه محکم ... (تفسیر). مارکو آن را به صورت یک ضربه محکم به پشت دریافت می کند و فورا می چرخد در حالی که دستش را در هوا مشت کرده است (سازمان دهی واکنش). مارکو با صدای بلند و حالت عصبانیت فریاد می زند که چه کسی به پشت او ضربه زد (اجرای واکنش). اگر شما اهمیت پردازش حسی را در نظر نگیرید این رفتار را چگونه تفسیر می کنید؟
یکپارچگی حس، فرایندی است که حس را به درک ارتباط می دهد و درک واقعیت را برای فرد تعریف می کند. در نتیجه یکپارچگی حسی موقعیت فرد را تعریف می کند.


منبع: درک اختلال عملکرد حسی
نویسنده: پولی گادوین ایمونز – لیزمک کندری اندرسون
ترجمه: شهلا رفیعی – ندا صادقی نائینی پور
نشر: فراروان