در روش اول
دانش آموزان در کلاس عادی هستند و یک آموزش ویژه پاره وقت در گروه های کوچک دارند. این گروه ها اگر مشکلات یادگیری جدی نداشته باشند؛ توسط یک معلم آموزش استثنایی هدایت می شوند. دانش آموزان ممکن است یک برنامه یادگیری انفرادی داشته باشند که در این صورت هدف های یادگیری مطابق با توانایی های آنها تنظیم می شود. دانش آموزان با نیازهای آموزشی ویژه می توانند تحصیلات خود را با اتخاذ یک برنامه درسی عمومی یا تنظیم شده به اتمام برسانند. ارزیابی دانش آموزان براساس برنامه یادگیری انفرادی است.
دومین روش؛ فراهم کردن آموزش ویژهٔ دائمی در گروه ها یا در کلاس های ویژه در مدارس خود دانش آموزان یا در برخی موارد در مؤسسه های جداگانه است. انتقال به آموزش و پرورش استثنایی در این مورد نیازمند به اظهارنامه رسمی است که براساس اظهارات روان شناس، پزشک یا مددکار اجتماعی و یا شنیدن اظهارات والدین است. در فنلاند تصمیم انتقال به آموزش و پرورش استثنایی به وسیلهٔ هیئت مدیره مدرسه محل سکونت دانش آموزان بوده و این فرایند تا حدودی به سرعت انجام می شود. در بیشتر موارد؛ در طی چند ماه اتفاق می افتد. به منظور ارتقای موفقیت یادگیری؛ هر دانش آموز در مدارس استثنایی، یک برنامه یادگیری شخصی دارد که بر مبنای برنامه درسی مدرسه بوده و انتظارات آموزشی را به طور انفرادی برای هر فرد تنظیم می کند.
در سال تحصیلی ۲۰۰۹-۲۰۰۸ تقریباً کل دانش آموزان پروسکولو در یکی از دو شکل آموزش استثنایی که در بالا توصیف شد؛ ثبت نام کرده بودند. بیشتر دانش آموزان پروسکولو در آموزش استثنایی پاره وقت شرکت کرده بودند که تمرکز این آموزش بر مرتفع کردن مشکلات جزئی در حوزه های صحبت کردن، خواندن، نوشتن یا یادگیری در ریاضیات و زبان های خارجی بود. به ترتیب ۸ درصد دانش آموزان به طور دائمی به یک گروه کلاس یا مؤسسه آموزش استثنایی منتقل شدند. تعداد دانش آموزان در مدارس استثنایی دائمی در طی ۱۰ سال گذشته دو برابر شده است و به طور همزمان تعداد مؤسسات آموزش استثنایی به طور مستمر از اوایل دهه ۱۹۹۰ کاهش یافته است. از آنجا که دانش آموزان ثبت نام شده در مدارس استثنایی پاره وقت از سالی به سال دیگر متفاوت است؛ بیش از نیمی از این دانش آموزان که دوره آموزش اجباری را در ۱۶ سالگی به پایان می رسانند در یک برهه زمانی از تحصیلات شان، در مدارس استثنایی بوده اند. به عبارت دیگر این اتفاق؛ دیگر چیز غیر معمولی برای دانش آموزان به شمار نمی رود. این واقعیت به طور قابل توجهی نگاه منفی را که معمولاً همراه با آموزش استثنایی است، کاهش می دهد. در
مدارس متوسطه دوم فنی و حرفه ای حدود ۱۰ درصد از کل دانش آموزان در طی سال تحصیلی ۲۰۰۸-۲۰۰۹ در مدارس استثنایی بوده اند.
در اوایل اصلاحات پروسکولو، فنلاند استراتژی مداخله زودهنگام و پیشگیری را برای دانش آموزانی که به نوعی نیازهای آموزشی ویژه دارند؛ اتخاذ کرد به این معنی که مشکلات رشدی و یادگیری در طی دوران اولیه کودکی شناسایی می شوند و قبل از ورود کودکان به مدارس؛ مورد توجه قرار می گیرند. در سال های اولیه دوره ابتدایی حمایت های ویژه گسترده ای به ویژه در حوزه های خواندن، نوشتن و حساب کردن به همۀ کودکانی که نیازهای ویژه جزئی یا قابل توجهی دارند ارائه می شود. بنابراین نسبت دانش آموزان مدارس استثنایی فنلاند در پایه های اولیه مدارس ابتدایی در مقایسه با بیشتر کشورهای دیگر نسبتاً بالاست. تعداد دانش آموزان با نیازهای ویژه در فنلاند تا پایان دوره ابتدایی کاهش می یابد و همچنان که دانش آموزان به مدارس متوسطه موضوع محور دوره اول دبیرستان می روند تا حدودی افزایش می یابد. دلیل افزایش نیاز به حمایت ویژه در مدارس متوسطه اول فنلاند این است که برنامه درسی یکپارچه مستلزم انتظارات خاصی برای همه دانش آموزان بدون در نظر گرفتن توانایی ها یا پیش نیازهای یادگیری آنهاست. استراتژی معمول درمان کردن مسائل در مدارس ابتدایی و متوسطه اول به هنگام وقوع آنهاست نه سعی در جلوگیری از اتفاق افتادنشان. کشورهایی که استراتژی درمان را اتخاذ می کنند تعداد دانش آموزان با نیازهای ویژهٔ نسبتاً بیشتری در طی دوره های ابتدایی و متوسطه اول دارند. آموزش با کیفیت در فنلاند تنها نتیجهٔ عنصرهای آموزشی نیست. ساختارهای اساسی کشور مرفه فنلاند نقش اساسی در تأمین شرایط برابر برای شروع یک مسیر آموزشی موفق برای کودکان و خانواده هایشان دارد. مراقبت های اولیه دوران کودکی و پیش دبستانی رایگان که ۹۸ درصد از این گروه سنی در آن شرکت می کنند، خدمات بهداشتی و درمانی جامع و اقدامات پیشگیرانه برای شناسایی مشکلات محتمل رشدی و یادگیری قبل از اینکه کودکان تحصیل را شروع کنند، برای همۀ فنلاندی ها قابل دسترس است. مدارس فنلاند برای همه دانش آموزان صرف نظر از موقعیت اجتماعی و اقتصادیشان همه روزه ناهار سالم و رایگانی ارائه می کنند. فقر کودکان در سطح بسیار پایینی است که این رقم کمتر از ۴ درصد جمعیت کودکان است.


منبع: درس های فنلاندی
نویسنده: پاسی سالبرگ
مترجمان: علیرضا مقدم – طیبه سهرابی
ناشر: مرآت